خدا جون سلام خوبی خدا؟اینم سوال بود پرسیدم معلومه خوبی خدا بندهات هم رو اذیت میکنن دلت میگیره اخ قربونت برم خدا که اینقد مهربونی خدا میخوام خوشحالت کنم میدونم خودت میبینی اما خدا اینجا یه روزنه فقط نداره یه عالمه مهربون اینجا میان و لبخند میزنن خدا میدونم دوستمون داری خدا ما هم دوستت داریم ممنونم از بابت همه چیز حتی اون چیزای که اشک رو رو گونه هام سرازیر میکنه خدا ما رو ببخش با این که بعضی جا ها فراموشت میکنم ولی دستمو گرفتی خدا تو تنها دوستی هستی که منو به خاطر وجودم که یک تیکه از خودته دوست داری . هیچکی مثل خدا ما رو دوست نداره هیچی از ما نمیخواد فقط میخواد روحمون رو پاک نگه داریم !!این چیزی نیست در برابر یه دنیا خلقت خدا چیزیه؟؟نه
فقط روحت رو پاک نگه داری این یعنی یه عالمه ................
کم پیش میاد اینجوری اپ کنم الان یه عالمه حرف دارم نمیدونم چطور دسته بندی کنم بگم
اما میگم دیگه ولب قبلش معذرت میخوام اگه پستم طولانی و خارج از حوصله شما دوستای مهربونم بود  سعی میکنم جوری بنویسم خسته نشین (وسط متن برا رفع خستگی پیام بازرگانی میدم )
من تازگی یه دوستای جدید پیدا کردم از من خواستن یه بیوگرافی در مورد وبم خودم هدفم از همه مهم تر این سه کلمه من+لبخند=خدوند بدم این سه کلمه اسم یک کتاب کوچیک هست من این کتاب رو ندارم خوندم و تمام نوشته هاش رو روو کاغذ نوشتم کنار هر جمله یک ماهی کشیدم با یک انار۰ماهی جریان داره دوستای که پست ها ی قبلی رو خوندن میدونن۰اون کتاب امانت بود ولی مثلش یکی پیدا کردم اما هدیه دادم به یه معلم من اون کتاب رو تقریبا حفظ شدم .اون کتاب زندگی منو متحول کرد خدا جونم ممنونم که اون کتاب رو سر رام گذاتی بعد از اون خدا دو تا هدیه دو تا فرشته رو سر راهم گذاشت خدایا خدایا ممنونم راز لبخند رو برام روشن کردی 
اون کتاب جملاتش کوتاه بیشترش رو تا حالا گذاشتم تو وبم ...خوشم نمیاد چیزی رو از جای کپی کنم بزارم تو وبم. اما تو اون کتاب زندگی موج میزد . ..من یه سری نظر از دوستان جمع کردم در مورد من+لبخند=خداوند
یکی گفت که :این جمله به من میگه که خداوند در تمام احساس و حالت های خوب و قشنگ دنیا وجود داره...به نظر من لبخند هم یکی از روشهای شکر نعمتهای خداست...
یکی دیگه گفت:من از وقتی به وبلاگت میام میزنم اون موقع احساس میکنم به خدا نزدیکتر شدم آن موقع است که برای یک لحظه انگار همان جور که خودت گفتی احساس میکنم:غم هام رو گذاشتم پشت در وبلاگ اومدم تو وقتی آدم به غم هاش فکرنکنه برای یه لحظه به خدا فکر میکنه ودوست داره یه جوری به معبودش نزدیک میشه یکی گفت:هر آدمی لبخندی از خداست....... یکی گفت:با جمله « من+لبخند=خداوند » این مفهوم برام تداعی میشه که آدما با لبخند و شادی به خدا میرسن. یکی گفت:تو+لبخند=خداوند!!! آری هر چهره ی گشاده ای انسان را به یاد خدا می اندازد
یکی گفت:لبخند یعنی ارامش ، لبخند یعنی اعتماد بنفس ، لبخند یعنی انرژی مثبت و دوستی ، یعنی شاخه گلی برای تو و خدایت....  
مادر خانمی گلم هم گفت:من فقط به لبخندی بسنده می کنم
دوستای نازنینم همهه این گفته ها واسم درس بود خیلی قشنگ تونستم تصویر خدا تو ذهن این اشخاص که نظر دادن ببینم
من+لبخند=خداوند من میتونه تو میتونه اون میتونه هرکسی باشه من اینجا یعنی این که هر کسی این رو ملکه ذهن منه درون خودش کنه .این داستات خیلی سادست یک لبخند بزن یک ارامش رو هم برا خودت هم واسه دیگری بوجود بیار.
خدا درونه من درونه تو درونه همه ماست وقتی لبخند میزنی این تو نیستی این خدای درون توست.خدا زیباست زیبایی رو دوست داره *خدا عاشق مهربونی عاشق لبه خندون ماست ما یه تیکه از وجوده خدا رو که تو وجودمون داریم با لبخند به دیگری نشون میدیم خدا خیلی لذت میبره که زیبای درونمون رو با یه لبخند هدیه به دیگری میکنیم و دلش رو شاد میکنیم شاید یکی تو دلش بگه این عاطفه چه دل خوشی داره حوشی زده زیر دلش هی لبخند لبخند میکنه میگه لبخند بزنید خودش هیچ غمی نداره نه منم ادمم مثل همه منم اخمو غر غرو بد اخلاق هستم ولی یک راز رو کشف کردم راز لبخند راز ارامش پس اگه ایمان داشته باشیم به هر چیزی اون چیز به راحتی حل میشه.دوستای خوبم اینا حرف نیست تجربه منه امتحانش مجانی یک لبخند بزنیدتجربه کنید به شرط این که با دقت ببینید اطرافتون چی میگذره.
تا حالا به این توجه کردی مثلا داری از یک جا رد میشی حالا خیابون یا سر کار یا تو خونه فزق نداره یک نفر رو میبینی بهش یک لبخند میزنی اونم بهت یک لبخند میزنه اینقد حس قشنگی به ادم دست میده که تعریف نمیشه کرد اگه یک بار دیگه بهش لبخند بزنی میبینی لبخندش پر رنگ تر و عمیق تر شده اخه میدونی چرا حس ارامش پیدا میکنیم؟الان میگم چون وجوده خدا درونه ما مشترکه همه مه خدا رو درون خودمون داریم خیلی اینو گفتم بازم میگم راه دوری نیست خدا ،دنبال خدا خارج از درونتون نگردین همینجاست دیر یا زود باید به دنبال خدا بگردی چراحالا نه؟؟
یه مثال دیگه:مثلا وقتی میریم واسه انجام کاری جایی مثل ارایشگاه که موهامون رو کوتاه کنیم میشینیم روبه رو اینه اون ارایشکر معمولا ساکت به کارش مشغول میشه خوب طبیعی هست از صبح سرپا بوده خسته میشه تو اینه یک لبخند بهش میزنیم اونم اولش شاید نگاه نکنه یا لبخند نزنه یا کم رنگ این کارو بکنه ولی اگه یه بار دیگه ،چندین بار این لبخند به لبت باشه میبینی اونم داره لبخندش به دلت میشینه و میبینیم که بدون این که یک کلام با هم حرف زده باشیم یه ارامش رو برا هم بوجود اوردیم
هم اون خستگیش کم تر شده هم این که هردو خدای درونتون رو به هم نشون دادین و در همون لبخند از خدا بابته همه چیز تشکر کردین.
پس من به اضافه لبخند مساوی میشم با خدا *خدا هم که قربونش برم کلمه خدا بی نهایت معنی داره
با یک لبخنده ساده و کوچیک هم از خدا تشکر میکنیم هم وجوده خدا رو زیبایش رو نشون میدیم هم این که ممکنه یکی یادش رفته خدا درونش هست و خدا اصلا وجود داره به اون یاد اوری میکنیم همه این کارا بوی خدا رو میده
پس چرا لبخند رو با این همه لطف دریغ کنیم؟؟؟!!!!!
من تو وبم سعی دارم ارزش لبخند مفهوم لبخند رو نشون بدم چیزی هم که تکرار شه ملکه ذهن میشه پس با هم راز لبخند رو تکرار میکنیم من اینجا سعی دارم جوی بوجود بیارم ارامش داشته باشه و همه رو هم به این ارامش دعوت میکنم امید دارم بتونم راز لبخند و راز زندگی بهتر رو با هم اینجا یاد بگیریم البته به کمک نظر های شما دوستان مهربون
پا نوشت:تاداشتم مینوشتم اخراش بودم که همه نوشته ها پاک شد منم از ذهنم بدون این که از قبل جای بنویسم داشتم مینوشتم خلاصه اولش عصبی شدم خیلی اخه دستم تو فارسی تایپ کردن کند پیش میره ولی بعد گفتم عاطفه تو داری از لبخند و ارامش میگی نباید الکی ناراحت شی از دوباره شروع کردم   این پست با اعمال شاقه نوشته شد
|